الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

149

تفسير تطبيقى (فارسى)

خداست . . . نزد او مىرفتم [ تا از وى فرا گيرم ] » ، « 1 » « ابن عطية » نيز صدر مفسران و مؤيّد در بين آنان را امام على و پس از ايشان عبد اللّه بن مسعود و أبىّ بن كعب ، زيد بن ثابت و عبد اللّه بن عمرو بن العاص مىداند ، « 2 » « ابو حيّان » نيز همين نظر ابن عطيّة را مىآورد و آنان را به عنوان مشاهير صحابه در تفسير مىنامد « 3 » و « ابن جزى » نيز بر همين منوال مفسران صحابه را برمىشمرد . « 4 » بنابراين همه صحابه به عنوان مفسّر قرآن شناخته نمىشوند و تنها چند نفر از آنان در اين حيطه قرار مىگيرند . ارزيابى حجّيّت قول صحابه در تفسير در بررسى حجّيّت قول صحابى بايد دو مقام از يكديگر جدا شود : 1 . قول صحابى به عنوان راوى در تفسير . 2 . قول صحابى برگرفته از اجتهاد در تفسير كه در اصطلاح به حديث « موقوف يا أثر » نام‌بردار است . در موردى كه صحابى راوى تفسير آيات است بايد مانند ساير احاديث ، مورد نقد سندى و دلالى قرار گيرد چون : اولا : عدالت تمام صحابه محرز نيست و بايد عدالت راوى حديث احراز شود هر چند اهل سنت جملگى صحابه را عادل مىدانند ، غزالى در اين باره مىنويسد : پيشينيان و جمهور اهل سنت بر اين قول متفق‌اند كه صحابه عادلند چون خداوند عدالت آنان را بيان كرده و در كتابش از آنان ستايش كرده است و اين نيز اعتقاد ماست جز آنكه با دليل قاطع ثابت شود يكى از آنان با علم به فسق ، مرتكب آن شده است و ارتكاب به اين صورت اثبات نشده است بنابراين نيازى به تعديل صحابه نمىباشد . « 5 »

--> ( 1 ) . جامع البيان ، ج 1 ، ص 65 ، 66 ( 2 ) . ابن عطية ، المحرر الوجيز ، ج 1 ، ص 47 - 50 ( 3 ) . ابو حيّان ، البحر المحيط ، ج 1 ، ص 13 ( 4 ) . ابن جزى ، التسهيل ، ج 17 ، ص 9 ، 10 ( 5 ) . محمد غزالى ، المستصفى ، ص 204